️ «سلام دوباره، بعد از سالها...»
✨ ۱۹ سال نوشتن، ۱۹ سال خاطره
از سال ۱۳۸۵ تا در روز جاری
اینجا هنوز ایستاده—ساده، قدیمی، اما زنده.
نه فقط یه وبلاگ، بلکه تکهای از دل، از روزهایی که گذشته، اما فراموش نشده.
سلام به تو،
به هر کسی که اینجا رو میخونه—چه اتفاقی، چه از سر کنجکاوی، چه از سر دلتنگی. :)
اینجا، یه گوشهی کوچیک از اینترنت، نزدیک ۲۰ ساله که هنوز سر جاشه. شاید قدیمی باشه، شاید ساده، اما پر از حرفهایی که یه روزی توی دل یه نسل جوون جوشیدن و روی همین سطرها ریخته شدن. این وبلاگ فقط صفحهای از حرفای من نیست؛ تکهای از روزگارای دورمونه—روزایی که شاید ساده بودن، اما واقعی بودن.
شاید الان به چیزهای که سال های قبل گذاشتم خندم بگیره ولی تک تکشونو دوس دارم.حتما حس و حال همون موقم بوده پس دوسشون دارم
اگه امروز اینجا رو میخونی، بدون که زمان گذشته، ولی خاطرهها هنوز نفس میکشن.
شاید یه دوستی اینجا شکل گرفته، شاید یه حرف ناتموم مونده، شاید فقط یه لبخند کوچیک بین خطها پیدا کنی. هر چی که هست، خوش اومدی.
بذار اینجا بمونه؛
نه فقط برای دلتنگی،
برای یادآوری اینکه ما یه روزی نوشتیم، حس کردیم، زندگی کردیم—و هنوز هم میتونیم.البته اگر خدا بخواد با این اوضاع ایران متاسفانه:(((
️
برگشتن همیشه سخت نیست؛ گاهی فقط یه پست نوین فاصلهست با دوباره نوشتن. و من دوباره نوشتم :)
برچسب:
نویسنده: سجاد جعفرینژاد